دوست عزيزم ... سلام

از بابت تأخير در ارسال پاسخ مرا ببخشيد! اگر آخرين پست را خوانده باشيد می‌دانيد كه در سفر بودم و دور از نت!

و اما اينكه پرسيده ايد چرا يكمرتبه بفكر ... افتاده‌ام، و در باره‌اش پرسيده‌ام مرا بياد خاطرات دوران كودكيم انداختيد:

هنگاميكه كودكی بيش نبودم و انگشت در دست پدر داشتم؛ در قسمت شمال اصفهان روستاهایی بود كه تماما بنام برخوار خوانده می‌شد. هرچند هركدام، نام خاص خود را داشتند. حبيب آباد، آدرمناباد، دولت آباد، نرمی، لودريجه، گز، خورزوق، و ...

تعزيه های بعضی از اين روستا ها بسيار تماشايی و منحصر به فرد بود. بنابراين گاهی، گذار خانواده به آن طرفها می‌افتاد.

آنروزها كه هنوز خانه ها آپارتمانی نشده بودند و عرصه‌ها و نظرها تا اين حد مبتلا به تنگی و محدوديت نگرديده بودند، اگر از كنار مزرعه‌ای می گذشتيم پدر از مرز كشتزار فاصله می‌گرفت و می‌گفت از روی مرز نبايد رد شد. اين خربوزه‌ها بقدری ترد و شكننده‌اند كه با ضربه‌ی پای ما، در آن دور دست ها ترك خواهند خورد.

خدا بيامرزدشان!!! هم پدر را و هم مردم آن روزگار را و هم خربوزه‌های گرگاب را كه ديگر اثری از هيچكدامشان نيست....

كشاورز آفتاب سوخته وقتی از دور ما را می‌ديد بدون آنكه ما را بشناسد كارش را رها می‌كرد و بسرعت می‌رفت سر وقت بهترين خربوزه و در حاليكه به سمت ما می‌دويد با دستان پينه بسته، چاقويش را از جيب درمی‌آورد در همان حالِ دوان دوان، آنرا قاچ می‌زد تا به ما می‌رسيد؛ روی زمين می‌نشست و با روی خوش و لحن و كلامی مهربان دعوتمان می‌كرد كه:

ـ هوا داغ است بخوريد و به سلامت برويد!

اكنون سالهاست هوس ديدار كسی از تبار آن كشاورز آفتاب‌سوخته مرا بحسرت واداشته و چشم می‌درانم تا شايد در چهره‌ی يكی از فرزندانشان اندكی از آن گذشت، غيرت، زحمت كشی، بی ريايی و مردانگی، و ميل نان حلال خوردن در آفتاب سوزان را بيابم، اما دريغ ...

حالا من مزرعه‌ای ندارم تا خربوزه‌اش را به رهگذری ناشناس، بی هيچ چشمداشتی، خالصانه پيشكش كنم و طعم شيرينش را كه از گلوی ميهمانم پايين می‌رود تا عمق جان به تجربه بنشينم؛ چه باك اگر ناشناسی ناآشنا، كلامی از باغ مرا مزمزه كند و دعا گويان راه خود را در پيش گيرد و برود؟! حتی اگر ميوه‌اش آنچنان كه بايد و شايد شيرين و رسيده نباشد!

...

ضمنا چندين سؤال آخرين پيام خصوصی مرا بی‌جواب گذاشتيد! نمی‌دانم از عمد بوده است يا ...

==============================

پ.ن. دوست عزيز ... به اين اميد كه شايد برای ديگران هم خواندنی باشد. هرچند برای شما روشن‌تر!